شادی کم است و درد ولیکن قلیل نیست
شهنامهء شکایت ما هم طویل نیست
تاریخ از چکاچک شمشیر ها پر است
اما کسی کشنده تر از جبرءیل نیست
تا کعبه در طواف گناهان مومن است
آذر زیاد هست و کسی هم خلیل نیست
رستم کنار جادهء غربت شکسته بود
افراسیاب عصر شما هم ذلیل نیست
خنجر به کتف شاعر دنیا اگر نشست
جز دوست در جنایت فردا دخیل نیست
تابوت های تازه اگر مستعمل شدند
دشمن به قتل عام رهایی بخیل نیست
فردا چریک های غزل کشته می شوند
در شهر غم گرفته به جز جرثقیل نیست
این شعر های تازه اگر دفن می شوند
مضمون نو به دفتر غم مستطیل نیست